تنها وب سایت رسمی استقلال هک شد

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال هک شد . به نظر می رسد مسئولین استقلال علاوه بر ناتوانی در خرید یک دستگاه فاکس سالم ، برای برقراری امنیت سایت رسمی خودشان هم مشکل دارند .

سایت استقلال هک شد

هنوز مشخص نیست چه کسی یا کدام گروه این کار را انجام داده ولی اقدام خود را به فردی به نام اوس پیمان تقدیم کرده ؛ پس به طور قطع دست اوس پیمان در کار است .

وب سایت رسمی استقلال را از اینجا ببیند.

نیروی انتظامی ایران یا لشکر زرهی امارات؟

تهدیدها هرروز بیشتر می شود . خبر نزدیکی دخالت نظامی توسط نیروهای خارجی هر روز شنیده می شود .برای آنان که به خاک کشور خود عشق می ورزند لحظاتی سخت و همراه با استرس می گذرد. فرصت طلب های همسایه در این بین فرصت را مناسب دبده و به خاک کشور چشم دوخته اند. امارات مرتب ادعای خود را بر جزایر سه گانه مطرح می کند و مسولین بیخیال ایران پاسخ پرسش خبرنگاران نگران را با لبخند می دهند. امارات موفق شده همراهی کشورهای عربی در حمایت از خود جلب کند و به تازگی روسيه به درخواست امارات براي آنچه متقاعد كردن ايران به پذيرش پيشنهاد اين كشور درباره جزاير سه‌گانه پاسخ مثبت داده است . روسیه به امارات قول همکاری داده تا به ایران برای پذیرش ادعای امارات فشار بیاورد. سران جمهوری اسلامی به خاطر حفظ روابط خارجی خود ، رهایی از انزوا و ادامه حکومت غیرمردمی خود ،در مقابل این حرکات سکوت پیشه کرده اند .

مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی (اصل نهم) حفظ تمامیت اراضی کشور وظیفه دولت و آحاد ملت است . نه دولت به تنهایی . در تاریخ ایران هر گاه حاکمیت ملی ، دچار ضعف شده است کشور عزیزمان از همه طرف مورد هجوم بیگانگان یا بیگانگانی در لباس دوست واقع شده است .مردم اگرچه از حکومت ناراضی هستند اما در مقابل دشمن خارجی ترجیح می دهند ابتدا در مقابل دشمن بایستند.

پنجشنبه 22 فروردین و 10 اردیبهشت برابر با روز ملی خلیج فارس گروهی از ایران دوستان در تجمعی در مقابل سفارت امارات اعتراض خود را به گوش اماراتی ها رساندند . در تجمع نخست بهرام آبتین بازداشت شد و در تجمع دوم عده بیشتری بازداشت شدند و با دخالت نیروی انتظامی این تجمع به خشونت کشیده شد.

دیروز (جمعه سوم خرداد) برابر با سالروز آزادسازی خرمشهر هم تجمعی مقابل سفارت امارات صورت گرفت . افراد بیشتری نسبت به دفعات گذشته آمده بودند . نیروهای انتظامی بیشتری هم آمده بودند . نه برای اعتراض به امارات برای سرکوب معترضان.

خیلی دردناک است . چرا باید حکومت بترسد که مردم به دشمن خارجی اعتراض کنند؟

پلیس به طرز وحشیانه ای به جان مردم افتاده بود . ضربات باتوم یکی پس از دیگری بر سر و بدن معترضین فرود می آمد و تعداد زیادی بازداشت شدند. تجمع از ساعت پنج تا ساعات آغازین شب ادامه داشت و هر چه بیشتر پلیس مردم را پراکنده می کرد عده بیشتری به محل تجمع می آمدند . مرد میانسالی که ضربه باتوم سربازی به پشتش خورده بود به شدت عصبانی بود و فیاد می کشید بر سرفرمانده که «وقتی من درجبهه می جنگیدم این جوجه سرباز شما کجابود؟»

ماشین ها با مشاهده دستگیری مردم با صدای بوق به اعتراض می پرداختند ولی پلاک ماشین ها به وسیله نیروهای اطلاعاتی کنده می شد و ضبط می شد. نیروهای اطلاعاتی مشغول فیلم برداری و تهیه عکس از تجمع کنندگان بودند و با فحاشی به تهدید آنها می پرداختند .

خیابان ولیعصر از میدان ونک تا چهاراه پاک وی در محاصره مامورین بود.

خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک

جهنمی ساخته بود نیروی انتظامی با نیروهای ضد شورش و آدم به فکر فرو می رود که این تجمع اگر سیاسی بود پلیس با مردم چه کار می کرد؟ نیروی انتظامی دیروز از چه چیز دفاع می کرد ؟ از تمامیت ارضی ایران یا امارات؟ این نیروی انتظامی ایران بود یا لشکر زرهی امارات؟

پی نوشت مهم :

خبرگزاری ها این تجمع را سانسور کرده اند و از آنجایی که من خبرنگار خوبی نیستم و نخواهم شد و ذوق عکاسی هم ندارم بقیه اتفاقات را از عکس های مژگان جمشیدی ببیند:

گزارش و حواشی فینال لیگ قهرمانان اروپا

منچستريونايتد با شكست چلسي در فينال، قهرمان ليگ قهرمانان اروپا شد.

چت روم

حواشی قبل و هنگام بازی:

- بسیجیان سلحشور و همیشه پایبند به آرمان های امام راحل قبل از آغاز بازی در اعتراضی نمادین به مربی صهیونیست و خون آشام تیم استثمارگر چلسی شیشه تلویزیون های خود را شکستند.

-جمعی از خانواده های شهدا ، جانبازان و ایثارگران به هنگام بازی برای باخت تیم چلسی با مربی صهیونیست دست به دعا برداشتند و نماز باخت اقامه داشتند.

-گوشه هایی از دعای معنوی شب گذشته : اللّهُمَّ ببازون هذَاالتّیمِ الجلسی بمددِ الدّاوَر وَ السَّید آلکس فِرغُوسِن وَ الفاندِرسار ؛ آمین…

- کریس رونالدو در اقدامی شجاعانه چندین بار اقدام به حمله به سمت دشمن صهیونیستی نمود و بالاخره موفق به لرزه انداختن پایه های اسرائیل شد . کاروالیو از فرط حسادت خطای شدید بر روی او انجام داد.

- یکی از گروه های شهادت طلب شاخه نظامی حماس اعلام نمود آن قدر به اورام گرانت سنگ می زند تا به گرانیت تبدیل شود.

حواشی بعد از بازی:

-رواـبط عمومی خدا در اطلاعـیه ای ایـنگونه اعلام داشت:ای بـندکان بــیکار من ، نگفتم ادعـــونی استجـــب لکم ؟ تحقق می یابد همه وعده های الهی.

-یکی از گروه های شهادت طلب شاخه نظامی حماس اعلام نمود “فرانک لمپارد” که پیروزی مومنین را به عقب انداخت هرکجا بیابد به عقوبت خواهد رساند و این بازیکن وابسته به لابی صهیونیست غرامت این کار خود را پرداخت خواهد کرد.

-تیتر روزنامه صبح کیهان : دشمن صهیونیستی با انتفاضه مجاهدین منچستری یک گام دیگر به نابودی نزدیک شد.

-حسین شریعتمداری دروازه بان منچستر را مفتخر به لقب “وان عماد مقنیه”کرد.

-احمدی نژاد اعلام نمود در لحظه سرخوردن “جان تری” هاله ای نورانی را مشاهده نموده و این دست امام زمان بوده که باعث شد او نتواند پنالتی را به گل تبدیل کند.

- رسانه های صهیونیستی خبر در هم شکستن پایه های این رژیم را سانسور کردند و در هیچ یک از روزنامه ها و مقالات به آن اشاره ای نکردند.

-ائمه جماعت و جمعه سراسر ایران در پیامی از دلاوری های “وان عماد مقنیه” تشکر کردند.


سپهر پرسپولیس درخشید

پرسپولیس با گلهای خلیلی و حیدری سپاهان را شکست داد و قهرمان شد

سپهر �یدری

چت روم

لزوم مطالعه تاریخ برای مسولین جمهوری اسلامی

علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در مسافرت طولانی مدتی که به شیراز کرده است سخنرانی های بسیاری کرده است که در یکی از آنها آن چه را از تاریخ می پندارد بیان کرد و پادشاهان هخامنشی را جبار خواند و اینگونه گفت :

« از یک منظر، این آثار متعلق به جباران تاریخ ایران است و نفرت از استبداد و جباریت، اینگونه آثار را در چشم و دل انسانها از جمله متدینین، بی‌جاذبه می کند … »

مطالعه تاریخ ، مطالعه زندگی است . تاریخ، آئینه عبرت و درسی است که در آن، حوادث جهان گذرا با نقش های گوناگون تکرار می‌شود . حاکم تاریخ خوانده می داند ظلم پابرجا نیست و در مقام صلح و اصلاح خود برمی آید . این برایم همیشه سوال بود که چرا حاکمان ایران هیچ گاه به این نمی اندیشند که همان اتفاقی که برای پهلوی افتاد برای جمهوری اسلامی هم می تواند بیفتد . اما امروز با شنیدن این جملات ایمان آوردم که اینان تاریخ نخوانده اند .

نگاهی بسیار کوتاه و گذرا به تاریخ هخامنشی به ما می گوید که کوروش دوم معروف به کوروش بزرگ نخستین بنیان‌گذار سلسله هخامنشی به‌خاطر بخشندگی‌ ، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، پایه گذاری حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها در تمام دنیا مشهور است .

ساخت تخت جمشید در دوران پادشاهی داریوش بزرگ آغاز گردید . داریوش به خاطر نظم اداری نوینی که برپا نمود در تاریخ مشهور است نظام اداری که وی بنيان نهاد مدتها بعد با اندکی دگرگونی به دست ساير حکومتها از جمله سلوکيه ، ساسانيان و حتی اعراب دنبال گرديد.درعصر داریوش هخامنشی نیز شاهد یک قانون جامع هستیم که به “دادنامه داریوش” شهرت یافته است . سیصد سنگ نوشته میخی که ایران برای مطالعه بیشتر در زمان ریاست بهشتی بر سازمان میراث فرهنگی به دانشگاه شرق شناسی شیکاگو فرستاد و در آنجا به حکم قاضی آمریکایی توقیف شد حاوی اسناد مهمی است که از پرداخت حقوق کارگران ایرانی که تخت جمشید را ساختند تا حقوق مادران شیرده در این سنگ نوشته ها وجود دارد . این سنگ نوشته ها به درستی انصاف و انسان دوستی پادشاهان هخامنشی را ثابت می کند و کاملا نادرستی واژه “جباریت” را اثبات می کند . از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد .

تاریخ نویسان مشرق‌زمین اردشیر یکم را نیز به خاطر احترام به دیانت یهودیان و بازسازی معابد آنها شاهی عدالت خواه و دادگستر دانسته اند . اردشیر در عید بزرگداشت نحمیا تامین خوراک یهودیان را در این جشن به عهده گرفت و با بودجه امپراتوری آن را به اورشلیم فرستاد .

ایمان آوردم که مسولان جمهوری اسلامی تاریخ نخوانده اند.

مطالعه تاریخ هخامنشی ، آن چه به من آموخت لزوم برابری اقوام و ادیان است ؛ ولی رهبر جمهوری اسلامی گویا کمر به تخریب اماکن تاریخی ایران بسته و پیروانش حکم می کند که آثا تاریخی نباید برای متدینین جاذبه داشته باشد تا بدست فراموشی سپرده شود . استبداد را برابر با حکومت پادشاهی دانسته و قصد دارد ذهن ها را از استبداد واقعی منحرف کند . ایشان فراموش کرده اند که استبداد حکومتی است که در آن یک نفر قدرتی نامحدود بدون بازه زمانی مشخص دارد و توزیع قدرت به گونه ای است که قدرت حاکم محدود نگردیده است . عدم نظارت قانونی بر قدرت و نامشخص بودن دروه حکومتی از مشخصه های اصلی جمهوری اسلامی است . تاریخ رنگارنگ ایران تیره ترین روزهای خود را تجربه می کند ؛ نگاهی به ساختار قدرت در جمهوری اسلامی آن نشان می دهد جمهوری اسلامی یکی از بسته ترین حکومت هاست که الیگارشی موجود در آن اجازه مطرح شدن نام جدیدی را نمی دهد .

در ادامه لازم می بینم متن منشور حقوق بشر جهت یاد آوری بازگو شود :

منشور �قوق بشر کوروش بزرگ

مشهورترین بخشِ منشور كورش هخامنشی:
منم كـورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابِـل، شاه سومر و اَكَد، شاه چهار گوشه جهان. پسر كمبوجیه، شاه بزرگ … نوه كورش، شاه بزرگ … نبیره چیش‌پیش، شاه بزرگ …
آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابِـل بر تخت شهریاری نشستم. مردوك خدای بزرگ دل‌های پاك مردم بابـل را متوجه من كرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تكان داد … من برای صلح كوشیدم.
من برده‌داری را بر‌انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند.
مَـردوك خدای بزرگ از كردار من خشنود شد … او بركت و مهربانی‌اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم …
من همه شهرهایی را كه ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی كه بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم.
همه مردمانی كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم و خانه‌های ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیكره خدایان سومر و اَكَـد را كه نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوك خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم. بشود كه دل‌ها شاد گردد.
بشود، خدایانی كه آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود كه سخنان پر بركت و نیكخواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خدای من مَردوك بگویند: ” به كورش شاه، پادشاهی كه ترا گرامی می‌دارد و پسرش كمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.”
من برای همه مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم.

متن كامل منشور كورش هخامنشی:
1. «كورش» (در بابلی: ‹كو- رَ – آش›)، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه «بـابِـل» ‹با- بی- لیم›، شاه «سـومـر» ‹شو- مـِ- ری› و «اَكَّـد» ‹اَ‌ك- كـَ- دی- ای›، …
2. … همه جهان
3. … مرد ناشایستی به فرمانروایی كشورش رسیده بود.
4. او آیین‌های كهن را از میان برد و چیزهای ساختگی بجای آن گذاشت.
5. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه» ‹اِ- سَگ- ایلَـه› برای شهر «اور» ‹او- ریم› و دیگر شهرها ساخت.
6. او كار ناشایست قربانی كردن را رواج داد كه پیش از آن نبود … هر روز كارهایی ناپسند می‌كرد، خشونت و بد‌كرداری.
7. او كارهای … روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زنـدگی مـردم دخالت می‌كرد. اندوه و غم را در شهرها پراكند. او از پرستش «مَــردوك» ‹اَمَـر- اوتو› خدای بزرگ روی برگرداند.
8. او مردم را به سختی معاش دچار كرد. هر روز به شیوه‌ای ساكنان شهر را آزار می‌داد. او با كارهای خشنِ خود مردم را نابود می‌كرد … همه مردم را.
9. از ناله و دادخواهی مردم، «اِنـلیل/ ایـلّیل» خدای بزرگ (= مردوك) ناراحت شد … دیگر ایزدان آن سرزمین را ترك كرده بودند. (منظور آبادانی و فراوانی و آرامش)
10. مردم از خدای بزرگ می‌خواستند تا به وضع همه باشندگان روی زمین كه زندگی و كاشانه‌اشان رو به ویرانی می‌رفت، توجه كند. مردوك خدای بزرگ اراده كرد تا ایزدان به «بابِـل» بازگردند.
11. ساكنان سرزمین «سـومِـر» و «اَكَّـد» مانند مردگان شده بودند. مردوك بسوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
12. مردوك به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه كشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب كه او را یاری دهد. آنگاه او نام «كورش» پادشاه «اَنْـشان» ‹اَن- شـَ- اَن› را برخواند. از او بنام پادشاه جهان یاد كرد.
13. او تمام سرزمین «گوتی» ‹كو- تی- ای› را به فرمانبرداری كورش در آورد. همچنین همه مردمان «ماد» ‹اوم- مـان‌مَـن- دَه› را. كـورش با هر « سیاه سر» (همه انـسان‌ها) دادگرانه رفتار كرد.
14. كورش با راستی و عدالت كشور را اداره می‌كرد. مردوك، خدای بزرگ، با شادی از كردار نیك و اندیشه نیكِ این پشتیبان مردم خرسند بود.
15. او كورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد؛ در حالی كه خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمی‌داشت.
16. لشكر پر شمار او كه همچون آب رودخانه شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ‌افزارها در كنار او ره می‌سپردند.
17. مردوك مقدر كرد تا كورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نَـبـونـید» ‹نـَ- بو- نـَ- اید› شاه را به دست كورش سپرد.
18. مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَكَّـد و همه فرمانروایان محلی فرمان كورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره‌های درخشان او را بوسیدند.
19. مردم سروری را شادباش گفتند كه به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همه ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.
20. منم «كـورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابِـل، شاه سومر و اَكَّـد، شاه چهار گوشه جهان.
21. پسر «كمبوجیه» ‹كـَ- اَم- بو- زی- یه›، شاه بزرگ، شاه «اَنْـشان»، نـوه «كـورش» (كـورش یكم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیره «چیش‌پیش» ‹شی- ایش- بی- ایش›، شاه بزرگ، شاه اَنشان.
22. از دودمـانی ‌كـه ‌همیشه شـاه بـوده‌اند و فـرمانـروایی‌اش را «بِل/ بعل» ‹بـِ- لو› (خداوند/ = مردوك) و «نَـبـو» ‹نـَ- بو› گرامی می‌دارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم؛
23. همه مـردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بـابـل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوك دل‌های پاك مردم بابل را متوجه من‌كرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
24. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
25. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تكان داد … من برای صلح كوشیدم. نَـبونید، مردم درمانده بابل را به بردگی كشیده بود، كاری كه در خور شأن آنان نبود.
26. من برده‌داری را برانداختم. به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. مردوك از كردار نیك من خشنود شد.
27. او بر من، كورش، كه ستایشگر او هستم، بر پسر من «كمبوجیه» و همچنین بر همه سپاهیان من،
28. بركت و مهربانی‌اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مَردوك همه شاهانی كه بر اورنگ پادشاهی نشسته‌اند؛
29. و همه پادشاهان سرزمین‌های جهان، از «دریای بالا» تا «دریای پایین» (دریای مدیترانه تا خلیج فارس)، همه مردم سرزمین‌های دوردست، همه پادشاهان «آموری» ‹اَ- مور- ری- ای›، همه چادرنشینان،
30. مـرا خـراج گذاردند و در بـابـل بر من بـوسـه زدنـد. از … تا «آشـــور» ‹اَش- شور› و «شوش» ‹شو- شَن›.
31. من شهرهای «آگادِه» ‹اَ- گـَ- دِه›، «اِشنونا» ‹اِش- نو- نَك›، «زَمبان» ‹زَ- اَم- بـَ- اَن›، «مِتورنو» ‹مـِ- تور- نو›، «دیر» ‹دِ- ایر›، سرزمین «گوتیان» و شهرهای كهن آنسوی «دجله» ‹ای- دیك- لَت› كه ویران شده بود را از نو ساختم.
32. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی كه بسته شده بود را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم. خانه‌های ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم.
33. همچنین پیكره خدایان سومر و اَكَّـد را كه نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوك به شادی و خرمی،
34. به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم، بشود كه دل‌ها شاد گردد. بشود، خدایانی كه آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم،
35. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود كه سخنان پر بركت و نیكخواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خدای من مَردوك بگویند: ”به كورش شاه، پادشاهی كه ترا گرامی می‌دارد و پسرش كمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.”
36. بی‌گمان در روزهای سازندگی، همگی مردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم. (صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم). . . . .
37. … غاز، دو اردك، ده كبوتر. برای غازها، اردك‌ها و كبوتران…
38. … باروی بزرگ شهر بابل بنام «ایمگور- اِنـلیل» ‹ایم- گور- اِن- لیل› را استوار گردانیدم …
39. … دیوار آجری خندق شهر را،
40. … كه هیچیك از شاهان پیشین با بردگانِ به بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند؛
41. … به انجام رسانیدم.
42. دروازه‌هایی بزرگ برای آنها گذاشتم با درهایی از چوب «سِدر» و روكشی از مفرغ …
43. …كتیبه‌ای از پـادشاهی پیش از من بنام «آشور بانیپال» ‹آش- شور- با- نی- اَپ- لی›
44. …

چت روم 

سردار قالیباف اگر رئیس جمهور می شدی چقدر دست دل بازی می کردی؟

سردار قالیباف

ما ایرانی ها بعضی وقتها دوست داریم حافظه خود را پاک کنیم و از خیلی خطاها چشم پوشی کنیم ؛ این کار به خصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری که منجر به تصدی این پست توسط احمدی نژاد شد بیشتر به چشم می آید . احمدی نژاد آن قدر بد از آب در آمد که صدای رفقای هم مسلک خود را هم درآورد . احمدی نژاد آن قدر بد از آب در آمد که هرکس به انتقاد از او برخواست نزد جامعه و اهالی سیاست محبوب شد و توانست جایی در دل مردم و سیاسیون باز کند.

لارجانی و قالیباف از همین جنس آدم ها هستند که پس از انتخابات ریاست جمهوری بخار انتقاداتی که به شیوه های رفتاری احمدی نژاد داشته اند ، محبوبیت زیادی پیدا کرده اند . نگاهی به گذشته لاریجانی می اندازیم و بخاطر می آوریم که همان کسی است که برنامه هویت در سازمان تحت مدیریتش یعنی صدا و سیما ساخته شد و قالیباف هم کسی نیست جز فرمانده سابق نیروی انتظامی است که در جریان مبارزه انتخاباتی خود نیز از همین نیرو برای تبلیغات استفاده کرد . همه بیاد داریم که در نوروز آن سال نیروی انتظامی با لباسهایی نو و پوششی شاد در راه ها به مردم خوش‌آمد می‌گفتند، با اندکی تامل متوجه می شویم تمامی نیروی انتظامی به تابلوی تبلیغاتی سردار تبدیل شده بود . فراموش نکنیم قالیباف در جریان رد صلاحیت گسترده مجلس هفتم نقش زیادی داشت و در استعلام هایی که وزارت کشور در مورد سو پیشینه ها انجام می داد در استعلام برخی افراد توصیه می شد که این فرد اعتقاد محکم به اسلام و نظام ندارد . فراموش نکرده ایم که بازداشت گسترده وبلاگ نویسان توسط اطلاعات نیروی انتظامی انجام شده است. فراموش نکرده ایم که قالیباف در زمان تصدی مسؤولیت ستاد مبارزه با قاچاق کالا ، تحت فشار برخی نهادها جا زد و در امر مبارزه با قاچاق کنار کشید . و اکنون قالباف اکنون شهردار پایتخت شده و به انتقاد از اداره قوه مجریه می پردازد و مشکل کشور را شیوه های مدیریتی کشور می داند

امروز در خبر ها خواندم:

شورای شهری تهران پیشنهاد کمک سه میلیارد تومانی شهردار تهران به شیعیان لبنان را تصویب کرد و در حاشیه ی این تصویب گفته شد که شهردار تهران برای اعطای این کمک به شیعیان لبنان نیازی به کسب مجوز از شورای شهر هم نداشته است.

افسوس خوردم به حال خودم و همشهریانم که عوارض شهرداری پرداخت می کنند جهت آبادانی شهرشان و صد افسوس که کسی که این همه ادعای مدیر بودن می کند و بر لزوم شناخت بحران ها تاکید می کند همه مشکلات کلان شهری مانند تهران را تمام شده دیده و به فکر آباد کردن لبنان افتاده

اما یادم آمد پیشتر در مرداد ماه سال گذشته ایران ۲۵ میلیون دلار برای بازسازی جاده‌ای در منطقه بعبلک در دشت بقاع واقع در شرق لبنان به این کشور اهدا کرده بود.

و این بار خدارا سپاس گزارم که آقای قالیباف رئیس جمهور نشدند چرا که آن وقت مشخص نبود با در دست داشتن بودجه عظیم مملکت چقدر از ردیف بودجه را برای کمک به لبنان در نظر می گرفت.

سردار رادان مزدوری برای تمام فصول

رادان

سردار رادان فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ ، نیاز به معرفی ندارد . از وقتی آمده نشان داده به خوبی از عهده مسولیتی که به عهده اش گزارده اند بر می آید . او به خوبی می داند که برای چه اجیر شده است؟ کاهش آزادی ، سرکوب اجتماعی و به طور کلی زیرپا گذاشتن حقوق طبیعی افراد جامعه کاری است که از عهده کسی برنمی آید .

در فصول گرم در طرح موسوم به “مبارزه با بد حجابی” ، پیاده کردن نظر حاکم مستبد در مورد حجاب شرعی و تظاهر به اسلامی بودن ( * )حکومت با سرکوب زنان و در تابستان انجام می شود و پس از آن در طرح موسوم به “طرح ارتقا امنیت اجتماعی ” هر کس را که بخواهند برچسب ارذل و اوباش می زنند و به زندان می فرستند . اعدام های گسترده و در ملا عام برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه نیز در همین راستا صورت می گیرد .

در تازه ترین اقدام نیز رادان اعلام کرده که پلیس با دلیل اجرای این طرح ها احساس امنیت بیشتری نموده اند و به همین دلیل پلیس قصد دارد برخورد با بدحجابی درشركت‌های خصوصی و مراكزی همچون كافی‌نت‌ها، كافی‌شاپ‌ها، تالارها و رستوران‌ها را باشدت ازسربگیرد .

وظیفه شناسی سردار رادان ، در مقابل کسی که مزدش را می دهد ایجاب می کند این چنین مبانی حکومت توتالیتر را با ورود به حوزه های شخصی ، استفاده از قدرتی فراتر از قانون بدون هیچ محدودیتی را در جامعه پیاده کند و وی را به مزدوری برای تمام فصول تبدیل کند.

( * ) مقاله اکبر گنجی را در همین ارتباط با عنوان  ملاحظاتی پیرامون سرکوب زنان بخوانید ؛

بیداری ملی در خواب سنگین مسولین جمهوری اسلامی

بیداری ملی در خواب سنگین مسئولین جمهوری اسلامی

گمان می کنم لحظاتی که اکنون سپری می کنیم آن قدر سخت و تامل برانگیز باشد که هر ایرانی آگاهی را به فکر وادار نماید . در تاریخ ایران هر گاه حاکمیت ملی ، دچار ضعف شده است کشور عزیزمان از همه طرف مورد هجوم بیگانگان یا بیگانگانی در لباس دوست واقع شده است . امروز هم ، جاه طلبی اتمی جمهوری اسلامی موجب شده جامعه جهانی از ترس خطرهای احتمالی در مقابل آن بایستد و به همین دلیل رژیم حاکم بر ایران را تا آنجا که می تواند منزوی می کند .

در این قائله ای که برپا شده ، جمهوری اسلامی برای ادامه حیات به هر ریسمانی برای ادامه حیات چنگ می زند و به دادن امتیاز برای طرح خواسته های خود است .و برخی کشورها با سواستفاده از این موقعیت به این فکر افتاده اند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند . کشورهای حاشیه دریای مازندران با نادیده گرفتن سهم ایران از این دریاچه و با اتکا به قدرت چانه زنی روسیه به خاطر نیروگاه بوشهر ، برای بستن قراردای ننگین تر از ترکمانچای به ایران برای کوتاه آمدن از سهم قانونی خود ، فشار می آورند.

کشورهای عربی حاشیه خلیج همیشه فارس ، هم همین شیوه را در پیش گرفته اند و با زیرپا گذاشتن نقشه های تاریخی نام جدید و مجعولی برای این خلیج درست کرده اند .در این میان کشور امارات متحده عربی نیز موقعیت را مناسب دیده و بر ادعاهای واهی خود برسر جزایر سه گانه پافشاری می کند.

سران جمهوری اسلامی به خاطر حفظ روابط خارجی خود ، رهایی از انزوا و ادامه حکومت غیرمردمی خود ،در مقابل این حرکات سکوت پیشه کرده اند . اجلاس آناپلیس و حضور عربستان و کشورهای عربی و به خصوص سوریه که به ایران قول داده بود در آن نشست شرکت نکند آن قدر ایران را منزوی کرد که احمدی نژاد در یک تصمیم شتابزده ، احساسی و احمقانه تصمیم گرفت برای خروج از این انزوا در اجلاس سران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ( با عنوان جعلی خلیج ع.ر.ب.ی ) شرکت کند .

این کار از که از سوی مسولین به عنوان یک پیروزی مهم در نزدیکی روابط یاد شد موجب ناراحتی فراوانی در جامعه و افراد حساس نسبت به مسائل پیرامون خلیج فارس شد ، به خصوص که بیانیه پایانی این نشست شامل ادعای پوچ و بی اساس امارات بر سر جزایرایرانی بود و حضور احمدی نژاد در واقع تایید بیانیه پایانی بود .

در این مواقع ناسیونالیسم به عنوان یک “آگاهی ملی” است که می تواند نجات دهنده یک ملت یا کشور باشد . امروز اگر مسولین جمهوری اسلامی خود را به خود زده اند جوانان ایران بیدارند به همه این موارد اعتراض می کنند . تلاش برای معرفی سابقه تاریخی نام خلیج فارس به جهانیان ، اعتراض به نشنال جئوگرافی و گوگل را می توان از این دست اقدامات شمرد که نشان دهنده یک “بیداری ملی” در مقابل خطراتی است که امروز این کشور را تهدید کرده است .

در حرکتی دیگر پنجشنبه 22 فروردین گروهی از ایران دوستان در تجمعی در مقابل سفارت امارات ، اعتراض خود را نسبت به این ادعای این کشور بر جزایر ایرانی اعلام کردند و با اهدای کیکی به مناسبت سالروز استقلال این کشور ، تاریخ گرانبهای ایران را به با این عنوان به اماراتی ها یادآور گشتند:

“کشور 7300 ساله ايران، سی و هفتمين سال تولد شيخ نشين امارات را تبريک مي گويد” (عکسی از همین کیک؛کلیک کنید)

این تجمع ، که با سانسور خبری رسانه های رسمی مواجه شد ، تجمعی مردمی و خودجوش بود که از سوی کانون فرهنگی لر بختیاری ،دوستداران و د لسوزان ایران صورت گرفت نه از آن دست تجمعات که در مقابل سفارتخانه های انگلیس ، دانمارک و هلند صورت می گیرد که به مانند مانور مشترکی می ماند که به وسیله دانشجویان بسیجی (سهمیه ای) ، ماموران نیروی انتضامی و خبرنگاران صدا و سیما و روزنامه هایی مانند کیهان صورت می گیرد .

در این تجمع بهرام آبتین دبیر کانون فرهنگی لر بختیاری به اتهام برپایی تجمع غیرقانونی دستگیر شد و به مدت دو روز بازداشت بود . (عکس بهرام آبتین؛ کلیک کنید) یادآور می شود مطابق اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی برگرازی تجمعات آزاد است ، پس نیازی به مجوز ندارد .آبتین چهارشنبه 28 فروردین نیز به اداره اطلاعات اهواز احضار شده است .

در حرکتی خودجوش و مردمی دیگر قرار است سه شنبه دهم اردیبهشت برابر با روز ملی خلیج فارس ، تجمع اعتراضی دیگری در مقابل این سفارتخانه صورت بگیرد . این تجمع به دعوت “سازمان جوانان حزب پان ايرانيست” صورت می گیرد و از همه گروه ها ، احزاب ، سازمان ها و NGO ها خواسته شده است تا با صدور فراخوان هايي براي این تجمع ، این روز را به روز نمايش “اراده ملي” در دفاع از “تماميت ارضي و سرزميني”، تبديل كنند.

سه شنبه جامعه هشیار ایرانی نشان خواهد داد که برای دفاع از خاک خود هیچ پروایی ندارد و مشتاقانه برای حمایت از آن می شتابد .

سانسور

سانسور ، عمل کنترل سخن و نوشته وانواع دیگر بیان و ابراز وجود انسان‌ است.جلوگیری از بیان و نشر هر عقیده و اثری (ادبی ، هنری، سیاسی،دینی،فلسفی) که از دیدگاه نظام سیاسی یا اخلاقی که قدرت حاکم پشتیبان آنست ، زیان آور یا خطرناک شمرده شود . سانسور در جوامع بشری پیشینه ای دیرینه دارد ، اما کاربرد منظم آن از زمان اختراع چاپ به بعد است .

در بسیاری از موارد (نه در همه آنها) این عمل به دست سازمان‌های دولتی انجام می‌شود.انگیزه روشن برای انجام و اعمال سانسور ایجاد ثبات در جامعه یا تحول وضعیت آن به گونه‌ای است که سیطره دولت یا ساختار حاکم برامور را محقق کند.

سانسور یکی از شاخصه های اصلی حکومت های فراگیر(توتالیتر) است . این نظام ها سعی می کنند بر همه فعالیت های سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی نظارت داشته باشند .معمولاً واژه سانسور در مواردی که در محیط‌های عمومی واقع شوند، به کار می‌رود و در رسمی‌ترین وجه آن به شکل سرکوب اندیشه توسط تهدیدهای قانونی و جرم انگاری آنها محقق می‌شود.

همچنین معمولآ بحث راجع به سانسور شامل ابزارهای کمتر رسمی کنترل عواطف، توسط محروم کردن چندین اندیشه از وسایل ارتباط جمعی نیز، می‌شود. آنچه که سانسور می‌شود، می‌تواند از کلمات خاص تا کل مفهوم تغییر کند که ممکن است تحت تأثیر نظام ارزشی قرار داشته باشد.

اصطلاح سانسور ازکلمه لاتین censere گرفته شده‌است. در روم سانسورچی دووظیفه اصلی داشت ،شمارش شهروندان و نظارت براخلاق ایشان ،ریشه اصطلاح Census (سرشماری) نیز همین واژه‌ است.

از مشهورترین افرادی که به اعمال سانسور دست می زد “استالین” (1879-1953) ، دیکتاتور اتحاد شوروی بود که پس از اینکه جانشین لنین شد (1924) در جهت اهداف خود و پذیرش احکام مطلقش در جنبش کمونیست نظارت پلیسی بر مردم را گسترش داد و در این راه وسائل بسیار بی رحمانه و خشنی را به کار گرفت . تمام دستگاه تبلیغاتی دولت شوروی و نیز منابع انحصاری خبر و اطلاعات ف حتی در تاریخ و ادبیات نیز در خدمت استالین بود تا وی را فرمانده ای خیرخواه بشناساند که با فرزانگی بی نهایت خویش ملت نیکبخت را در حلقه محاصره دشمنان “کاپیتالیت” از خطر در امان می دارد .

محتوای کتب درسی همواره یکی از بحث‌های جنجال برانگیز بوده‌ است چرا که مخاطب آن افراد کم سم و سالی هستند و اصطلاح شستشوی مغزی در این کتب کماکان به حذف مغرضانه مطالب ناخواسته اشاره دارد. گزارش‌های مربوط به جنایات نظامی در طول تاریخ و تاریخ سیاسی همواره چالش برانگیز بوده‌اند، مانند قتل عام نانکینگ، هولوکاست (یا رد هولوکاست) و بازجویی سرباز زمستانی در جنگ ویتنام.

همچنین برخی از گروه‌های مذهبی در برهه‌هایی از تاریخ تلاش کرده‌اند تا تدریس نظریه تکامل را در مدارس ممنوع کنند چرا که این نظریه در تقابل با عقاید مذهبی شان است. تدریس مسایل جنسی و زناشویی در مدارس و ارائه مطالبی در مورد رابطه جنسی سالم، کنترل زاد و ولد و روش‌های جلوگیری از باروری از حوزه‌های دیگری هستند که سانسور در مورد آنها رخ می‌دهد.

در مدارس راهنمایی نحوه ارائه حقایق تاریخی نقش بسیار موثری در شخصیت افراد ایفا می‌کند. به علت نامناسب دانستن این مفاهیم برای نسل جوان عده‌ای دست به سانسور این نوع از اطلاعات می‌زنند. استفاده از کلمه نامناسب کمی بحث برانگیز است و میتواند ما را در یک سراشیبی تند قراردهد و پدیده سانسور را گسترده‌تر و سیاسی کند.

خودسانسوری ، خود داری کردن یک رسانه از انتشار اخبار و یا سایر موارد بدون اعمال شدن مستقیم فشار بیرونی برای سانسور. خود سانسوری در واقع یک نوع عمل پیش گیرانه‌است.

رسانه‌ها در شرایطی ویژه (بیشتر برای بقا) دست به خود سانسوری میزنند که این شرایط ممکن است به دلیل فشارهای سیاسی و دینی و… یک کشور باشد. خودسانسوری در کشورهایی که در آنها دموکراسی و آزادی بیان تا حدودی وجود دارد کمتر است.این عمل بیشتر در کشور‌های جهان سوم و بیشتر کشور‌های اسلامی نظیر ایران دیده می‌شود که رسانه‌ها مجبور می‌شوند برای ادامه کار خودسانسوری کنند. مثلاً در رسانه‌های داخلی ایران هیچ گاه تظاهراتی که بر ضد دولت است (حتی اگر به حق برگزار شده باشد) را پوشش نمی‌دهند.

سانسور در دنیای امروز :

سانسور در دنیای امروز ما به دو صورت به کار بسته می شود :

سانسور بازدارنده که پیش از انتشار به کار می رود ؛ مثلا در جمهوری اسلامی مراجع نظارتی از به وسیله بخش نامه هایی به رسانه ها مواردی را اعلام می کنند که آنها حق ندارند در مورد آن خبر ، مقاله ، و یا گزارشی را منتشر کنند . از موارد اخیر آن می توان به پرونده قتل دانشجوی پزشکی (زهرا بنی عامری ) و دستور به نشریات مبنی بر عدم پوشش خبری ماجرای سردار زارعی اشاره کرد .

و دومی سانسور کیفری است که بعد از انتشار اعمال می شود . مثلا در مورد چاپ کتابها و روزنامه ها ممکن است به جمع آوری آنها و یا به مجازات عامل آن منجر شود .

مرحوم سعیدی سیرجانی

از نمونه های جمهوری اسلامی می توان به کتابهای “مرحوم سعیدی سیرجانی” اشاره کرد که پس از چاپ به دلیل اینکه وزارت ارشاد مجوز پخش آنها را نداد آن قدر در انبار ماند که دست آخر مجبور شدند کتابها را به خمیر کاغذ تبدیل کنند .

همچنین موارد بسیاری در جمهوری اسلامی وجود دارد که فردی به دلیل بیان افکارش مجازات شده است . از این نمونه ها در جمهوری اسلامی زیاد وجود دارد و می توان به اکبر گنجی اشاره نمود که به دلیل سخنرانی در کنفرانش برلین پس از بازگشت در فرودگاه بازداشت و به حبس طولانی مدت محکوم شد.

اکبر گنجی

نبودن حدود قانونی برای قدرت حکومت و و سعت دامنه ی قدرت خودسرانه در جمهوری اسلامی منجر به پیدایش حکومتی استبدادی شده که حتی “حقوق طبیعی” مردم نیز آن را محدود نمی کند و نادیده گرفته می شود .انحصار قدرت در دست یک نفر (یا عده ای خاص) و حذف هرگونه نظارت آزادانه جامعه و تلاش برای شکل دادن به جامعه براساس یک ایدئولوژی که فقط آن اجازه مطرح شدن دارد و بسیج همه نیروهای جامعه در راه این هدف به وسیله یکسان کردن آموزش ، نظارت بر فعالیتهای ادبی و هنری و هدایت آن ، از جمله عواملی است که جمهوری اسلامی را نیز در دسته نظام های توتالیتر قرار می دهد که در حوزه های مختلف دست به سانسور می زند .

دوباره روح به تن جان داد

علی رضا محمد ظاهری

روز نو شده و سال نو آمد؛ بهار آمده و تن خسته زمین را آرامش داده . باد بهاری درختان خفته را بیدار کرده و زیباترین زیبایی های دنیا چشمان را نوازش می دهند .

نوروزتان پیروز

علی رضا محمد ظاهری